( ... اولين فرض مي تواند اين باشد . دختري حدوداً هفده ـ هجده ساله . همراه با پسري بيست و يك و بيست و دو ساله – در پارك - )
مي توان فكر كرد كه اين اتفاق در يك دو شنبه باراني افتاده است يا يك پنج شنبه خاكستري .
اول نام اين دخترهم مي تواند – ميم – باشد چيزي مثل مريم يا مهسا شايد هم مينا . نام پسر هم به نشانه –R – گنده اي كه به گردن انداخته است احتمالاً رامين است يا رحيم يا رجبعلي . به هر حال آنچه مهم است آن دو بدون توجه به اول اسم هم و بدون توجه به وزش احتمالي بادي كه زباله ها و پوست تخمه ها را روي سر و كله اشان مي اندازد آنقدر نزديك يكديگر نشسته اند كه گرماي نفس اشان پاشيده مي شود توي صورت هم و دست ها يشان بدون هيچ دليلي پيچ ميخورد دور بازوهاي يكديگر .
ادامه مطلب را بخوانيد

خلیل رشنوی (سر دبیر ) در یکشنبه 28 مرداد1386 | موضوع: