تبليغاتX
زاگرس استوری
کاربرد ادبیات
 

«هيچ سند فرهنگي وجود ندارد كه در عين حال گزارش نوعي وحشيگري نباشدوالتر بنيامين، منتقد آلماني

 

 

كاربرد ادبيات

 

 

ادبيات و سياست، آرمان يا استراتژي

 

 

«از ديدگاه طرفداران زيبايي شناسي و مكتب هنر براي هنر، افتخار هنر در غيركاربردي بودن كامل آن است. اما امروز در ميان ما كمتر كسي آمادگي قبول اين مسئله را دارد. مطالعه هر اثري، يقيناً نوعي كاربرد آن محسوب مي شود. هر نظريه ادبي كاربرد معيني از ادبيات را پيش فرض مي گيرد، حتي اگر چيزي كه به دست مي آيد كاملاً غيركاربردي باشد

سطرهايي كه در بالا آورده شد، بخشي از فصل «نتيجه؛ نقد سياسي» از كتاب پيش درآمدي بر نظريه ادبي تري ايگلتون بود. مولف در اين كتاب پس از بررسي مكاتب و ديدگاه هاي عمده ي كنوني نقد ادبي، از قبيل ساختارگرايي، ساخت شكني، نظريه دريافت و نشانه شناسي، با شيوه اي انتقادي و طرح پرسش ها و نكته ها، سرانجام نتيجه مي گيرد كه هر ديدگاهي در نقد ادبي، خصلتي سياسي دارد.

 در بررسي ادبيات دهه ي هفتاد ايران (منظور اين قلم عمدتاً بررسي ادبيات داستاني است) با رويكردي مواجه ايم كه با برداشتي روشن بينانه از ادبيات جهان، براي ايجاد ارتباط و دركي عملي از نظريات نظريه پردازان اخير ادبيات غرب بوده كه بنظر امري بديهي و لازم مي آمد. اما پرسشي كه مي توان پرسيد، موقعيتي است كه بايد براي پرداختن به اين مسائل قائل بود. پرسش نخست اين است؛ جان كلام نظريات ادبي چيست؟ تري ايگلتون در اين باره دو ديدگاه نسبتاً متفاوت دارد. «در واقع نيازي نيست كه سياست ي به قلمرو نظريه ي ادبي كشيده شود. زيرا مانند ورزش در آفريقاي جنوبي، از آغاز در اين قلمرو حضور داشته است

شايد اين ديدگاه كه مفاهيم در ادبيات انكار ناپذيرند و هر يادداشتي، حتي زودگذرترين و سطحي ترين شان، حاوي مفاهيمي از دغدغه هاي ماست، نويسندگان روشنفكر ما را بر آن داشت كه با حفظ شخصيت ادبي خود، به جنبه هاي تخصصي ادبيات بپردازند و به صورتي عملي جامعه را در اولين قدم به سمت تخصص گرايي هدايت كنند. قاعدتاً مفاهيمي كه در ادبيات دهه ي هفتاد بيش از سايرين در نزد نويسندگان عموميت داشت، نخبه گرايي و فردگرايي و حفظ دايره ي خصوصي شهروندان بود. اما آيا با گذري كوتاه بر تحولات سياسي، كه نيازي نيست يادآور شوم چقدر ادبيات را تحت شعاع قرار مي دهد، آيا مي توان با همان رويكرد نوشت؟! آيا تلاش نويسندگان و شاعران دهه ي گذشته بر اساس چشم اندازي بلند مدت بوده است؟ پرداختن به مباحثي از قبيل نفس شعر، جامعه ارگانيك، حقايق جاوداني، تخيل، ساخت ذهن انسان، زبان و نظاير آن، كه در جايگاه مقايسه با ادبيات قرن بيستم، ايگلتون را به چنين ديدگاهي وا مي دارد كه: «اين گريز از تاريخ واقعي، تا اندازه اي به مثابه واكنشي در قبال نقد قديمي و به لحاظ تاريخي جزء نگر حاكم در قرن نوزدهم، قابل درك است. اما افراط گرايي اين واكنش، تكان دهنده است. در حقيقت اين افراط گرايي نظريه ادبي، پشت كردن سرسختانه، مصرانه و پايان ناپذير آن به سيماي واقعيت تاريخي و اجتماعي است  

البته ايگلتون در جستار خود بر اين واقعيت كه در سطور قبل ذكر شد نيز اذعان دارد كه «باري، نظريه ادبي حتي در عملِ گريز ايدئولوژي هاي جديد نيز همدستي غالباً ناخودآگاه خود را با آنها آشكار مي سازد و با زبان زيبايي شناسانه يا غير سياسي كه كاربرد آن را براي متن ادبي طبيعي مي دانند، نخبه گرايي و جنسيت گرايي و يا فردگرايي خود را آشكار مي سازد

براي ادامه اين مبحث بايد بر اين ديدگاه اتفاق نظر داشته باشيم كه هر نظريه اي كه به معنا، ارزش، زبان، احساس و تجربه ي انسان مربوط باشد، بناگزير با باورهاي گسترده تر و عميق تري درباره ي ماهيت افراد و جوامع انساني، مسائل قدرت و جنسيت، تفسيرهاي تاريخ گذشته، روايت هاي زمان حال و اميدهاي آينده مربوط خواهد بود. كه در يك جمع بندي ساده مي توان ادعا كرد هدف استراتژيك ادبيات، رهايي انسان و يا پديد آوردن انسان هايي بهتر است.

اما مگر همان طور كه گفته شد، يكي از مولفه هايي كه در ادبيات روشنفكري دهه ي گذشته بر آن تاكيد مي شد، نخبه گرايي و فردگرايي نبود؟ چگونه است كه پس از گذشت هشت سال تلاش سياسيِ سياست مداران و قريب يك دهه تلاش ادبي نويسندگان، كماكان با پديده ي شومي به نام پوپوليسم (عوام گرايي توام با عوام فريبي) مواجه هستيم؟! لازم به ذكر نيست كه اين آفت، يكي از دهها مشكلات ايدئولوژيكي ست كه گريبان توده و در نهايت روشنفكران را مي گيرد. تا آنجا كه گاه حتي نويسندگان در برابر آن به ستوه مي آيند زيرا كه آثار نويسندگان عوام گرا به چاپ هاي بيست و چندم مي رسد و اوضاع نويسندگان حرفه اي ( با همان رويكردهايي كه ذكر شد) چندان تعريفي ندارد! آيا ادبيات نمي تواند چنين آفت هايي را ( به عنوان مثال، پوپوليسم، بيگانه هراسي، ارتجاع و تحجر، تبعيض جنسي، خرافه گرايي، تقدس مآبي و...) را درمان كند؟ آيا مي توان گفت ادبيات بي فايده است؟! يا اين كه ادبيات روشنفكري ما نيازمند تئوري هاي روش شناختي ست تا با خلق جريان هاي ادبي- اجتماعي در نزد نويسندگان پويا به مبارزه با اين آفات اجتماعي كه گاه چيدمان قدرت را شكل مي دهند، بپردازد؟

ايگلتون در آغاز فصل خود چنين مي نويسد: «هم اينك كه من به نوشتن مشغولم، تخمين زده مي شود كه در جهان، زرادخانه اي با متجاوز از شصت هزار كلاهك اتمي وجود دارد كه بسياري از آنها قدرت تخريبي معادل با يك هزار برابر بمب پرتاب شده بر هيروشيما دارند. احتمال اينكه اين سلاح ها در روزگار ما مورد استفاده قرار گيرند مرتبا افزايش مي يابد. هزينه ي تقريبي اين سلاح ها پانصد بيليون دلار در سال يا 3/1 بيليون دلار در روز است. با پنج درصد اين مبلغ مي توان مشكلات كشورهاي فقرزده ي جهان سوم را از بيخ و بن از ميان برد! كسي كه فكر مي كند نظريه ادبيات مهمتر از اين قبيل مسائل است، بي شك تا اندازه اي غير عادي ست

به اعتقاد نگارنده ي اين سطور، اوضاع سياسي- اجتماعي كشور ما نيز از اين قاعده مستثني نيست و خطر را به خوبي مي توان احساس كرد. نگارنده نيز به مانند سايرين، يكي از هواداران زيبايي شناسي بود هرچند منطق زيبايي شناسي را از منطق واقعيات اجتماعي چندان دور نمي دانست و معتقد بود هرچه زيباست، حاوي منطقي طبيعي و واقعي است. اما بالاخره نگارنده نيز بر همان مبنا، قبل از هر محفلي سخني از گوستاو فلوبر را بر زبان مي آورد كه «يكي از راه هاي تحمل زندگي، غرق شدن در ادبيات است؛ مثل جشني جاودانه... .» گو اينكه هدف از ادبيات، تنها ارضا تخيل عافيت طلب و زيبا پسند است. اما چيزي كه در واقعيت اطراف ماست، غير از اين هاست. و حالا گريبان خودمان را گرفته است.

«من قبلاً استدلال كرده ام كه هرگونه كوششي به منظور تعريف مطالعه ي ادبيات، چه به اعتبار روش و چه به اعتبار موضوع، محكوم به شكست است. اما اكنون بحث در باب شيوه ي ديگري از درك وجوه تمايز انواع سخن را آغاز كرده ايم كه نه هستي شناختي يا روش شناختي، بلكه استراتژيك است

ايگلتون در گفتار انتقادي خود به بحث نقد ادبي پرداخته است كه: «تفاوت ميان نقد سياسي و غير سياسي درست مانند تفاوت ميان نخست وزير و شاه است. در حالي كه شاه با تظاهر در عدم مداخله در سياست، مقاصد سياسي معيني را به پيش مي برد، نخست وزير بي پرده سياسي عمل مي كند. در اين قبيل مسائل همواره بهتر است كه روراست بود

آري! آيا بهتر نيست نويسندگان روشنفكر ما نيز با خود روراست باشند؟! آيا ما نمي توانيم در اين برهه از زمان به ادبيات اجتماعي- سياسي، نه به مثابه هدف، بلكه به مثابه استراتژي بپردازيم؟ آيا صرفا وجود سدي خود بافته به نام سانسور كافي ست تا شانه خالي كنيم؟ حال آنكه منظور از ادبيات سياسي- اجتماعي، الزاماً نقد مستقيم قدرت نيست و هدف مي تواند آسيب شناسي و ريشه يابي روانكاوانه آفات اجتماعي ( موضوعاتي ناب براي داستان نويسي) باشد كه چيدمان قدرت را شكل مي دهند. چيدماني كه حتي شكل دهندگان آن (توده) نيز از پذيرش مسئوليت آن سر باز مي زنند.

جاي بسي خرسندي ست كه در سال هاي اخير با ظهور جريان هاي انسان گرايانه در ادبيات داستاني كشورمان، اين حركت آغاز شده است. از جمله اين جريان ها، جريان زنانه نويسي با رويكرد دفاع از حقوق زنان، جريان ادبيات صلح (ضد جنگ) و خيل عظيمي از داستان هاي پراكنده با مضاميني مانند دفاع از حقوق شهروندي، دفاع از آزادي بيان، رد آپارتايد جنسي، رد تقدس گرايي حاكميت، رد قانون گريزي، رد استبداد پذيري جامعه، رد خرافه گرايي، رد تحجر و ... است.

فكر مي كنم بهترين پايان براي اين يادداشت، چند سطر آخريست كه ايگلتون براي مقاله اش انتخاب نموده: «ما مي دانيم كه شير قوي تر از رام كننده ي خويش است و رام كننده نيز اين مطلب را مي داند. مسئله اين است كه شير اين مطلب را نمي داند. اين كه مرگ ادبيات شايد به شير كمك كند تا بيدار شود، امري محال نيست

 

 

 

 

--------------------------------

منبع:

پيش درآمدي بر نظريه ادبي تري ايگلتون- عباس مخبر-  چاپ سوم- نشر مركز

 

 

 

 

 

 


خلیل رشنوی (سر دبیر ) در شنبه 18 خرداد1387 | موضوع:
اصليات
صفحه اصلي
ارسال اثر
آرشيو مطالب
درباره زاگرس استوري
اين وبلاگ سفره اي است درويشانه و ساده براي آشنايي با آثار داستان نويسان استان هاي زاگرس نشين ايران . اين استان ها شامل ( لرستان – خوزستان – همدان – ايلام – اصفهان – هرمزگان – كرمانشاه – مركزي – جهارمحال و بختياري – كهگیلويه و بوير احمر – فارس – کردستان _ آذربایجان غربی ) مي باشند . در اين وبلاگ شما با داستان ها ، انتقادات و اخبار مربوط به هنر داستان نويسي زاگرس نشينان بيشتر آشنا خواهيد شد .
نویسندگان زاگرس استوري
خلیل رشنوی (سر دبیر )
کرمرضا تاج مهر (لرستان)
مريم دلباري(خوزستان)
بهاره اله بخش(خوزستان)
آیت دولتشاه(لرستان)
محمد غلامي( همدان)
علیرضا حسینی خواه(ایلام)
پرستو آزادی ابد(همدان)
نظام حقی آبی(لرستان)
مصطفی مردانی(اصفهان)
كامليا كاكي(هرمزگان)
مصطفي ميرزايي(همدان)
زهرا نوري(همدان)
خسرو عباسی (کردستان)
حبیب پرتاری(خوزستان)
پوران الهی فر(خوزستان)
مجید اسطیری(لرستان)
ياسر اكبريان(لرستان)
فواد جهانی(کردستان)
مسعود عالی محمودی(خوزستان)
پری موسوی(لرستان)
صدیق کریم پور(کردستان)
حامد حسن پور(لرستان)
سیاوش دانش آذر(آذربایجان غربی)
لیلا کریمی(همدان)
چنور سعیدی(کردستان)
علی خانمرادی(ایلام)
سارا صارمی(ایلام)
حسین خدنگ(ایلام)
مسعود لک(لرستان)
حمید پارسا(لرستان)
علی شاه علی(لرستان)
مهدی حیاتی(همدان)
سروش رهگذر(کردستان)
ذبیح رضایی(لرستان)
کورش رشنو(لرستان)
معصومه پالیزبان(ایلام)
طاهره اسکندری(لرستان)
لیلا صابری نژاد(خوزستان)
فردین کوراوند(خوزستان)
میثم محمدی(فارس)
میلاد ظریف(فارس)
مجید توکلی(لرستان)
محمد بیاتی(همدان)
رقیه شاهیوند(لرستان)
مرتضی موسوی پرورش(همدان)
آرزو شاطاهری(همدان)
زیبا آزادی(لرستان)
غلامرضا شیری(خوزستان)
سیما رحیمی(لرستان)
آرشیو مطالب
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آرشيو
آرشیو موضوعات
داستان كوتاه
داستانك
نقد و نظر
مقاله
خبر و رويداد
سايت هاي نويسندگان
اساس نامه زاگرس استوري
خليل رشنوي(داستانك)
خليل رشنوي(داستان كوتاه)
كرم رضا تاجمهر
مريم دلباري
بهاره اله بخش
آيت دولتشاه
محمد غلامي
علي اصغرحسيني خواه
پرستو آزادي ابد
نظام حقي آبي
مصطفي مرداني
كامليا كاكي
زهرا نوري
ياسر اكبريان
محمد جواد عبدی - رادیو جوان
گالری بهترین قالب های بلگفا
روزانه ها
نقد داستاني از خليل رشنوي در كانون ادبيات ايران
نقد داستان سمفوني قورباغه ها اثر كرم رضا تاج مهر در كانون ادبيات ايران
نقد داستان زال اثر نظام حقي در كانون ادبيات ايران
انجمن داستان دهلران
كاف استوري(كارگاه نقد داستان خرم آباد)
انجمن داستان ملاير
جشنواره داستان بانه
داستاني از مريم دلياري در آتيبان
استارتگاه از خليل رشنوي در آتيبان
داستاني از خليل رشنوي در جن و پري
جشنواره اس ام اسي داستان
آرشیو پیوندهای روزانه
امکانات وبلاگ

طراح قالب

طراح گرافیکی:
سید محسن طباطبایی

ترجمه:
محمد جواد عبدی
گروه طراحان حرفه ای تمپفا
www.TempFa.com